تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
113
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
و سليط بن سعد « 1 » گويد : جزى بنوه أبا الغيلان عن كبر * و حسن فعل كما يجزى سنمّار « پسران ابو الغيلان بزرگسالى و نيكوكارى او را پاداشى دادند همچون پاداش سنمّار . » و يزيد بن اياس النّهشلىّ گويد : جزى اللّه كمّالا بأسوء فعله * جزاء سنمّار جزاء موقّرا « خداوند كمال را براى زشتترين كارش پاداشى دهد همچون پاداش سنمّار و بالاتر از آن » . در اين باره اين داستان نيز آمده است : عبد العزّى بن امرئ القيس الكلبى پيش حارث بن مارية الغسّانى « 2 » آمد و چند اسبى پيشكش آورد . حارث آن اسبها را بپسنديد و عبد العزّى و گفتار او وى را خوش آمد . اين پادشاه را پسرى بود كه او را براى شير خوردن به بنى الحميم ( ؟ ) بن عوف از طايفهء بنى عبدودّ از قبيلهء كلب سپرده بود « 3 » . آن پسر را مارى بگزيد و پادشاه گمان برد كه بنى الحميم او را گزند رساندهاند . پس به عبد العزّى گفت : « اين گروه را پيش من بياور « 4 » » . عبد العزّى گفت : « ايشان گروهى آزاد هستند و من در كار و تبار برايشان برترى ندارم ( تا ايشان سخن مرا بىچون و چرا بپذيرند ) » . شاه گفت : « بايد كه ايشان را بياورى و گر نه چنين و چنان كنم ! » . عبد العزّى گفت : « ما از تو اميد پيشكش داشتيم و تو به جاى آن ما را كيفر مىدهى » . پس دو پسر خود شراحيل و عبد الحارث « 5 » را بخواند و اين شعار را با ايشان به مردم خود فرستاد :
--> ( 1 ) - رجوع شود به ووستنفلد ، جدول نسب 2 ؛ در آنجا در ميان اين دو نام « زيد » هم افزوده شده است . ( 2 ) - نيز نام يكى از شيوخ قبائل مسيحى است كه زير رياست روميان بر قسمتى از عربستان و فلسطين حكومت داشتهاند . ( 3 ) - اين عادتى قديمى بود كه فرزندان خانوادههاى بزرگ را مىفرستادند تا در هواى آزاد بيابان بزرگ شوند . ( 4 ) - زيرا ايشان خويشان نزديك او بودند . ( رجوع شود به ووستنفلد ، موضع مذكور ) . ( 5 ) - در ووستنفلد ( موضع مذكور ) حارث را پسر عبد العزّى و شراحيل را پسر پسر ديگر او كه كعب نام داشته است ذكر كرده است .